اخلاق در عصر مدرن

275,000 ریال

شايد هرگز در هيچ جا اين همه که اکنون در همه جا و از جمله در ايران درباره اخلاق می گويند و می نويسند، نگفته و ننوشته باشند. تعداد کتاب ها و مقالاتی که در بيست سال اخير در باب اخلاق و علم، اخلاق و دين، اخلاق و سياست، اخلاق حرفه ای و حتی اخلاق پژوهش نوشته شده است، شايد از عدد مجموعه کتاب های اخلاقی در طی تاريخ بيشتر باشد. چه شده است و چه نيازی پژوهندگان و نويسندگان را برانگيخته است که به اخلاق رو کنند؟ آيا علاقه و تعلق خاطر به اخلاق بيشتر شده است. يعنی آيا اين توجه را بايد نشانه پيشرفت و کمال اخلاقی دانست؟ اين پرسش ها در ابتدای مقدمه کتاب «اخلاق در عصر مدرن» آمده است و نويسنده، مطالب کتاب را ناظر به خلجانها و نگرانی های اخلاقی می داند و تأکيد می کند که اين قبيل نوشته ها و آثار بيشتر نشانه است و کمتر اثری در وضع اخلاق و بهبود آن دارد، مع هذا بايد اميدوار بود که بعضی از آنها مايه تذکر شود. نويسنده در بخش ديگری از مقدمه آورده است: درست است که اخلاق هرگز هيچ جا جانشين حقوق و فقه نشده است، اما بايد قرابت يا نسبتی ميان اين سه وجود داشته باشد که کسی بتواند فکر کند که اينها می توانند جای يکديگر را بگيرند. اين نزديکی کجاست و در چبست؟ جايی که اخلاق و حقوق و دين به هم می رسند کجاست؟ اينجا جايی است که مردمان در آن احساس تعلق و تسليم می کنند، گويی آدميان از جايی به کاری و راهی دعوت می شوند و وظايفی به عهده آنان گذاشته می شود و از امور و اعمالی بازداشته می شوند و اين دعوت در دين الهی (و نه طبيعی) از جانب خدا و توسط وحی است و در حقوق از سوی جامعه برای نظم بخشی روابط انسانی  است. اما دعوت اخلاق از کجاست؟ يعنی آدميان چرا اخلاقي هستند؟ در آخر می توان گفت کتاب اخلاق در عصر مدرن اثر دکتر رضا اردکانی به نسبت ميان اخلاق با علم، سياست، دين، حقوق و … پرداخته است.