ذهن خالی

850,000 ریال

خلاصه کتاب:

پولک در بیمارستان چشم باز می‌کند. هیچ چیز از گذشته اش به یاد ندارد و حتی خودش را نمی شناسد. داستان از آن جایی شروع می‌شود که پولک می فهمد شاهد پرونده قتل بزرگی است. قاتل نامزد پولک و در زندان به سر می برد. اگر پولک همه چیز را به یاد نیاورد نامزدش اعدام می شود. در این بین قاتلین واقعی تصمیم به کشتن پولک می گیرند و فرزام عظیمی نیا مسئولیت حفظ جان پولک را بر عهده می گیرد.