بهارمست

1,200,000 ریال 1,080,000 ریال

خلاصه کتاب:

 

«بهارمست» داستان خانواده‌ا‌ی متوسط و عادیست که در منطقه‌ی خوش آب و هوای دماوند در خانه باغی دو طبقه و کلنگی زندگی آرام و روتینی دارند. داستان از جایی شروع می‌شود که غریبه‌ای با رفتار و ظاهری خاص و مرموز به عنوان مستاجر به طبقه‌ی دوم اسباب‌کشی می‌کند.
از طرفی یکی از دختران کنجکاو این خانواده‌ی شش نفره بیش از دیگران به این مرد مشکوک است و اطمینان دارد ریگ بزرگی به کفشش است. در گیر و دار کشف حقیقت و البته مشکلات ریز و درشت خانه‌ی کلنگی، برخوردهایی بین این دو رخ می‌دهد و ماجراهایی پیش می‌آید که گاهی خنده را به لبتان میآورد و گاهی هیجان‌زده‌تان می‌کند و البته آن دو را نسبت به هم دچار سؤتفاهم می‌کند و…

 

از متن کتاب:

 

جیغ و فریاد شاد بچه‌ها به آسمان رفت و من دوباره یاد مستأجر عجیبمان افتادم و زیرچشمی نگاهی به پنجره انداختم. هنوز دست به سینه ایستاده بود و ما را نگاه می‌کرد. در واقع خط و نشان کشیدنش ادامه داشت یا شاید او هم کنجکاو بود ببیند بیرون چه خبر است!
سرم را بالا گرفتم و نیم‌نگاهی به او انداختم تا بداند متوجه حضورش هستم، گرچه او هم کم نیاورد و شانه‌اش را تکیه داد به لبه‌ی پنجره و سرش را کمی کج کرد. فکر کردم مسابقه‌‌ی روکم‌کنی شده است انگار! لبخندم را خوردم و تصمیم گرفتم تا وقتی پشت پنجره است به بازی با بچه‌ها ادامه دهم. حتی شده یک ساعت! اما او سه دقیقه هم نماند و من ماندم بالاخره او رویش کم شد یا من که احساس کنفت شدن خاصی یقه‌ام را چسبیده بود!